اشعار

اشعاری برخواسته از ژرفای دل

اشعار

اشعاری برخواسته از ژرفای دل

عشق!!!!!

نام من عشق است آیا می‌‏شناسیدم؟

زخمی ام - زخمی سراپا می‌‏شناسیدم؟

با شما طی‌‏کرده‌‏ام راه درازی را

خسته هستم- خسته آیا می‌‏شناسیدم؟

راه ششصد ساله‌‏ای از دفتر (حافظ)

تا غزل‌‏های شماها، می‌‏شناسیدم؟

این زمانم گرچه ابر تیره پوشیده است

من همان خورشیدم اما، می‌‏شناسیدم؟

پای رهوارش شکسته سنگلاخ دهر

اینک این افتاده از پا، می‌‏شناسیدم؟

می‌‏شناسد چشم‌‏هایم چهره‌‏هاتان را

همچنانی که شماها می‌‏شناسیدم؟

اینچنین بیگانه از من رو مگردانید

در مبندیدم به حاشا، می‌‏شناسیدم؟

من همان دریایتان ای رهروان عشق

رودهای رو به دریا! می شناسیدم؟

اصل من بودم، بهانه بود و فرعی بود

عشق(قیس) و ( حسن) لیلا می‌‏شناسیدم؟

در کف(فرهاد) تیشه من نهادم، من!

من بریدم(بیستون) را می شناسیدم؟

مسخ کرده چهره‌‏ام را گرچه این ایام

با همین دیوار حتی می‌‏شناسیدم؟

من همانم، مهربان سال‌‏های دور

رفته‌‏ام از یادتان؟ آیا می شناسیدم؟

                                                      

                   


 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد